قرآن آنلاین


   

وبلاگی برای بیان تازه ترین و جالب ترین مطالب روز دنیا

آیا پیش از آدم، بشرى بود؟
۱۳٩۱/٤/٢٦ ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست مصطفی مقدسی ( نظرات )

 آیا پیش از آدم، بشرى بود؟


چون انسان هاى ماقبل آدم مسلماً فاقد ارزش هاى انسان بعد از آدم است. و به همین

جهت است که خداوند مى فرماید:

وَ إِذ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّى جاعِلٌ فِـى الاَْرضِ خَلِـیفَةً; (6)

هنگامى که پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در روى زمین جانیشین و حاکمى قرار خواهم

داد. (7)

 

از این آیه استفاده مى شود که قبلا بشرى خون ریز و مفسده جو در روى زمین بوده، زیرا

هنگامى که پروردگار به فرشتگان مى فرماید که: من در زمین خلیفه اى مى آفرینم، آنها

عرض مى کنند: پروردگارا! مى خواهى کسى را بیافرینى که در زمین فساد و خون ریزى

مى کند؟!

این سخن فرشتگان از کجا بود؟ آنان از کجا فساد و خون ریزى بشر را مى دانستند؟ و یا

چگونه مخلوقى را مى دیدند؟

پس معلوم مى شود قبلا در جهان مادى، بشرى بوده که کارش فساد و خون ریزى بود و

فرشتگان او را دیده بودند و این بشر را به آن قیاس کرده و در پیشگاه حق چنین گفته اند.

 

به هر حال وجود بشر در قبل از خلقت آدم وجود غیر قابل انکار است. چون هم آیه فوق و روایاتى که از ائمّه معصومین (علیهم السلام) به ما رسیده دلیل بر وجود بشرى دیگر است.

حال چگونه بشرى بودند و چگونه زندگى مى کردند، در صدد پاسخ به این سؤال نیستیم.

در این جا لازم است، حدیثى از امام محمّد باقر (علیه السلام) ذکر شود، که از جدش على

بن ابى طالب (علیهما السلام) نقل مى کند، که آن حضرت فرمود:

 

خداى تعالى خواست خلقى را با قدرت خویش در روى زمین بیافریند. و این وقتى بود که

هفت هزار سال پیش از این، «جن» و

 

«نسناس»(3) را در روى زمین آفریده بود چون سرّ کردار جن و نسناس که در روى زمین

زندگى مى کردند، براى اهل آسمان ها مخفى بود. خداوند خواست آدم را بیافریند پرده را از جلو چشم آنها برداشت و فرمود: اى فرشتگان! به طرفِ زمین نگاه کنید، ساکنین اهل زمین

را از جن و نسناس ببینید و بدانید آنها چه مى کنند.
فرشتگان به زمین نگریستند و دیدند آنها به کارهاى زشت مشغول اند و خون ناحقّ مى ریزند

و فرمان خدا را نمى برند کارهاى اهل زمین بر آنان خیلى بزرگ جلوه کرد، براى خاطر خدا ـ بر آنان خشم کردند ـ و تأسف خوردند و نتوانستند خشم خودشان را مهار کنند.

عرض کردند: پروردگارا! تو غالب، قادر، جبّار و قاهر هستى، این ها مخلوق ناتوان و ذلیل توأند و جنب و جوش و زندگى آنها در دست قدرت تو مى باشد. و با روزى تو زندگى مى کنند و با

سلامتى تو لذّت مى برند ومعصیت تو را مى کنند، هم چون گناهى بزرگ که قابل اغماض به نظر ما نیست و از کردارشان پشیمان هم نیستند. از آن چه از آنها [ مخلوقان طغیان گر ]

مى شنوى و یا مى بینى. تو بر آنها خشم نمى کنى و براى خود از آنان انتقام نمى گیرى؟! این اعمال آنها به خاطر تو، براى ما بسیار بزرگ و غیر قابل تحمّل و عفو و چشم پوشى

است. همین که خداوند سخنان فرشتگان را شنید فرمود:
« قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّى جاعِلٌ فِـى الاَْرضِ خَلِـیفَةً... ; مى خواهم در زمین خلیفه اى قرار

دهم.» (4) و (5) الى آخر حدیث.


 

 





1. بقره (2) آیه 30.
2. فرشتگان گفتند: ـ پروردگارا! ـ کسى را در زمین قرار مى دهى که فساد و خون ریزى کند؟ ـ زیرا موجودات زمینى دیگر که قبل از این آدم پا به عرصه وجود گذاشتند، به حکم طبع جهان ماده نیز آلوده فساد و خونریزى شدند، اگر هدف از آفرینش انسان عبادت است ـ ما تسبیح و حمد تو را به جا مى آوریم، پروردگار فرمود: « إنّى اَعْلَمُ ما لاتَعْلَمُون ; من حقایقى را مى دانم که شما نمى دانید».
3. نسناس، میمون آدم نما (از قبیل گوریل، شامپانزه، اورانگوتان، ژیبون و غیره) در بین میمون ها آدم نما به نظر مى رسد که «نسناس» غالباً به اورانگوتان (آدم جنگلى) اطلاق شده باشد. معنى دیگر آدم نفهم و بدجنس و بدنهاد اطلاق مى شود.
4. راوندى، قصص الانبیاء ، به نقل از بحارالأنوار و تفسیر على بن ابراهیم قمى.

5. از این که ملائکه نسبت به خلقت آدم به درگاه خداوند بهانه جویى و اعتراض مى کردند، خداوند ملائک را در معرض امتحان قرار داد چنان چه در خبر است: ملائکه به خدا اعتراض

 

کردند، که ما نگفتیم بنى آدم را خلق نکن که فساد و معصیت تو را مى نمایند و سابقه آن ها بس ویرانگر و مفسده انگیز است. آن ها را خلق نمودى امّا فسادها کردند؟! خداوند

 

فرمود: سکوت را اختیار کنید؟. زیرا اگر آن دو قوّه شهویّه و غضبیّه را که در وجود آن ها خلق

 

کردم، در وجود شما خلق مى شد; شما هم مثل آن ها معصیت مى کردید. ملائکه انکار کردند و نپذیرفتند، خود را مبرّا از هر پلیدى دانستند. خداوند جهت امتحان ملائکه فرمود: اختیار کنید اعلم و افضل خود را، تا به صورت بشر کنم و قوّه شهوت و غضب در وجود آنها قرار

دهم و به زمین فرستم. از میان خود ملائکى را انتخاب کردند، پس خداوند آنها را به صورت بشر گردانید و شهوت و غضب در آن ها قرار داد به سوى زمین فرستاد، و آن ها را از چهار

چیز که گناه کبیره است منع کرده: شرک به خدا، زنا، قتل نفس و شرب خمر. به زمین آمدند، و چندى در میان مردم قضاوت کردند، تا وقتى زنى براى مرافعه به نزد یکى از آن ها

آمد، چون نظر کافى بر آن زن افتاد و حسن جمال او را مشاهده کرد، شیفته جمال اش شد. آن زن او را به خانه خود دعوت کرد. آنگاه، نزد دیگرى آمد او هم او را دید، فریفته جمال اش

شد و وعده کرد به خانه آن زن در وقت مقرّر برود. اتفاقاً روز موعود هر دو در خانه آن زن یک دیگر را ملاقات کردند. از هم دیگر خجل زده شدند، بعد گفتند: ما از این که هر دو به جهت

یک امر آمدیم، مطلبى نیست. داخل خانه آن ضعیفه شدند و خواستند کامى را روا کنند حاضر نشد، گفت: این طور نمى شود; من بت پرستم; شما خدا پرستید، تا بت مرا سجده

نکنید تن نمى دهم. گفتند: چطور مى شود ما این کار را انجام دهیم؟ عاقبت به واسطه قوّه شهوت، که در آن ها غلبه کرده بود، بت را سجده کردند و مشرک شدند و مشرک را هم خدا نمى آمرزد; «اِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظیمٌ». گفتند: حالا کام ما را بده، گفت: این طور بدون مقدمه

نخواهد شد; تا خمر نخورید من تن نخواهم داده، شراب هم خوردند. در آن وقت سایلى آمد جلوى درِ خانه و آنها را دید; آن ضعیفه گفت: این فقیر شما را دید الآن مى رود مردم را خبر مى کند، و ما را رسوا خواهد کرد، گفتند: تکلیف چیست؟ گفت: او را بکشید و در زیر خاک

پنهان کنید. آن فقیر بیچاره را کشتند و زیر خاک پنهان کردند. بعد از آن، زن ناپدید شد; وقتى که به خود آمدند گفتند: دیدى چه کردیم بت پرستى کردیم، خمر خوردیم، قتل نفس هم کردیم و اراده زنا هم نمودیم. یعنى هر چهار عمل را که خداوند منع کرده بود مرتکب شدیم.

آن وقت، خدا آن ها را مخیّر گردانید میان عذاب دنیا و عذاب آخرت; چون مى دانستند عذاب آخرت سخت است، عذاب دنیا را اختیار کردند... . در بعضى از کتب حدیثى و تاریخى داستان فوق را استناد دادند به دو ملک مقرّب «هاروت و ماروت» که در این خصوص بحث ها زیادى

در کتب تفسیر دیده مى شود و نوشته اند: این دو فرشته که به سرزمین بابل آمدند ـ و در چاه آن سرزمین به مژه چشم آویخته شدند و تا روز قیامت به همین حال باقى مى مانند، تا باعث پند و تحیّر ملائک دیگر قرار گیرند ـ افسانه ها و اساطیر عجیبى به وسیله داستان

پردازان ساخته شده و به این دو ملک بزرگ الهى نسبت داده اند، تا آن جا که به آن ها چهره خرافى داده اند، و حتى کار تحقیق و مطالعه پیرامون این حادثه تاریخى، را بر دانشمندان مشکل ساخته اند. به هر حال، آوردن آن در این کتاب فقط جنبه اخلاقى دارد،

چرا که میزان تهذیب نفس بندگان شایسته خداوند را مى توان برمبناى این شاخص ها قیاس نمود و باید باور کرد که عظمت خلقت انسان فقط در راستاى بندگى معبود و حفظ نفس از گناهان مهلک تحقق مى یابد، که در این راستا باید کوشید. «ابوالمظفر شاهفور بن

طاهر بن محمد اسفراینى تفسیر تاج التراجم ، ج 4; مجلسى، محمدباقر، حیاة القلوب ، ص 1359 به نقل از تفسیر على بن ابراهیم و عیاشى; امامى اصفهانى، سیدمحمود، ثمرات الحیاة ، ج 2، ص 396.


منبع: کتاب از ازل تا قیامت
تاءلیف محمد جواد مصطفوی

 




:: برچسب‌ها: آیا پیش از آدم، بشرى بود؟, بشر